مرتضى راوندى
29
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سير تفكر و انديشههاى فلسفى بعد از اسلام تاريخ تفكر و انديشههاى فلسفى را از صدر اسلام تاكنون مىتوان به چهار دوره مشخص تقسيم كرد : دوره اول از ظهور نهضت اسلامى تا استقرار حكومت عباسيان . دوره دوم از روى كار آمدن عباسيان تا پايان قرن چهارم هجرى . دوره سوم از قرن پنجم تا پايان قرن دوازدهم هجرى . دوره چهارم از قرن سيزدهم هجرى تا روزگار ما . در آغاز نهضت اسلامى ، عدهيى از اعراب طوعا و با رغبت و ايمان فراوان ، به اسلام گرويدند و جمعى به حكم مصلحت ، يا پس از نبرد و شكست از مسلمانان ، به دين اسلام گردن نهادند . در اين دوره ، سران و زعماى نهضت اسلامى ، فقط در انديشه گسترش اسلام بودند و مباحثات و گفتگوهاى فلسفى و مذهبى مورد علاقه زمامداران و مردم نبود و مسلمانان اصيل ، دين اسلام و قرآن مجيد را حاوى علوم اولين و آخرين مىدانستند ، چنان كه روزى حضرت رسول ( ص ) در دست عمر خليفهء دوم ، ورقهيى از تورات مشاهده فرمود ؛ با تعجب و شگفتى بسيار فرمود اگر موسى در اين روزگار مىزيست چارهيى جز پيروى از من نداشت . با اين جمله ، عمر و سران عالم اسلام دريافتند كه اكنون بايد از بحث و فحص و تحقيق و تتبع و مطالعه و مقايسه اديان با يكديگر حتى الامكان خوددارى كنند و تنها در انديشهء تبليغ و گسترش دين اسلام باشند . شايد سوختن و از بين بردن كتابخانههاى اسكندريه و ايران براى اين بود كه هيچ فكرى ، جز اسلام در مغزها رسوخ نكند و تعاليم اسلام بدون كارشكنى و تحريكات مخالفان در اذهان مردم نفوذ كند . در دوره بنى اميه ، اوضاع دگرگون گرديد . در اين دوره هرچند با ادامه سياست كشورگشايى حوزه قدرت مسلمين وسعت مىگرفت ، ولى با كمال تأسف ، در نتيجهء استبداد و فساد